عیدانه
نوروزنامه
سلااااام پسر نازم...امروز آخرین روز از سال 1393 بود...سالی که در دفتر خاطرات قلبم برایم سال آرزوها نامیده شد...سای پر بار...پر ازخوشی.پر از سورپرایز...مملو از اتفاقات خوش غیر منتظره..سالی که عزیز دلم یعنی داداشم توش داماد شد...سالی که خداوند نعمتشو بر من ارزانی کرد و با گشاده دستی توی نازنین فرشته رو به جمع خانواده کوچیکمون هدیه داد...خلاصه جونم برات بگه که سالی که گذشت برام یکی ازبهترییییییییییین سالایی بود که میتونستم داشته باشم..
امروز 28 اسفند ...من و تو 30 هفته و 6 روزه بودیم..246 روز عاشقی کردیم ...246 روز با هم زندگی کردیم ....246 روز با هم خوابیدیم و از وجود هم نفس کشیدیم و زندگی به هم عطا کردیم..تو به جسم و جانو روح من عمری دوباره دمیدی عزیزکم 
سال دیگه ایشالا شما ای موقع در حال آتیش سوزوندنی شیطونکم 
حساب که کردم شما سال دیگه یه همچین لحظه ای 10 ماهه هستی قربونت بررررررررررم عسلیه مامان
خوب ازاونجایی که پست بدون عکس به دلم نمیچسبه برا شما و دوستای نازنینی که همیشه دنبالمون میکنن عکسایی از نوع هفت سینی میزارم..تا بدونی که مامان با این همه خستگیه ناشی ازبارداری و قلمبگی بازم به فکر یادگاری جمع کردن برای تو و باباییه و هیچ شرایطی اجازه نمیده که من دست ازدوربین جادوییم بدارم .بععععععععععععله ....اینطوریاس






و در نهایت نتیجه شاهکارم این شد 







عیدانه 


