عکس جیگرم توی سونو آنومالی
سلام عسلم....دو ماه منتظر این روز بودم تا بتونم دوباره ببینمت....آخ که نمیدونی دلتنگی چه حس غریبیه !
خیلی خیلی دلم برات تنگ شده بود و این روزای آخر واقعا برام سخت گذشت تا
روزا رو رد کردم و شد 13 دی ماه....یعنی روزی که پیش دکترم وقت داشتم !
من و بابایی رفتیم پیش دکتر محسن معینی که عاشق دکترمم..
وقتی دستگاه سونو رو گزاشت من چشامممممممممم داشت درمی اومد از فرط خوشحالی..
بابایی هم که اولین بار بود که روی ماهت رو می دید!
شکر خدا همه چی خوب بود وزن و قدت اندازه بود و همه چی نرمال گزارش شد...
همین اندازه بهت بگم که بدونی چقدر شیطوووووووووووووووووون بودی!
چشمای نازت باز بود
مامان دورت بگرده الهی که تو اینقد عسلی![]()
اینم عکسه نازت که گواهه حرفامه ....دستت رو داشتی میبردی سمت دهنت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

عکس جیگرم توی سونو آنومالی 
